<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>به اصرار آقای محمدزاده</title>
<link>https://aghayemohamadzadeh.blogfa.com</link>
<description></description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Tue, 14 Jun 2011 08:24:00 +0330</lastBuildDate>
<item>
<title></title>
<link>https://aghayemohamadzadeh.blogfa.com/post/35</link>
<description>چند برخورد مختلف با سه شعر از عبدالصابر کاکایی (1) پرندگان در آسمان می میرند ماهی ها در آبشارها پشت این میزهای رنگ و رو رفته؛ ما (2) نه باران و بهار نه سپیدی بی انتهای زمستان ترمز شدید اتومبیلی شاید ما را کنار پنجره بیاورد! (3) کودک سنگی در حوض انداخت چهلستون ویران شد برداشت اول: در هر سه شعر، شعریت با تعاریف قراردادیِ اخیر ممکن شده است. پیش از اینها مردن در پشت میزهای اداری و مطالعه و حسرت خوردن به پرندگان و ماهی ها که در طبیعت می میرند، شعر محسوب نمی شد.</description>
<pubDate>Tue, 14 Jun 2011 08:24:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>aghayemohamadzadeh</dc:creator>
<guid>aghayemohamadzadeh.blogfa.com/post/35</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>https://aghayemohamadzadeh.blogfa.com/post/33</link>
<description>شعر هرقدر هم که بخواهد از معنا (به قولی : پیام) دوری کند، به هر حال از آنجا که از زبان به عنوان &quot;نشانه&quot; برای انتقال چیزی (به قولی : معنا) استفاده می نماید، ناچار به معنا رسانی است. در شعرهای بلندتر، معنا می تواند با فرم یا عناصر دیگر از جمله صور خیال و صنایع ادبی و جریان سیال ذهن و دانای کل و رابطه علّی معلولی و ساخت و ساخت شکنی و ... چنان درگیر شود که کمتر به چشم بیاید. آرمان کشور شوروی، با شعارهای تساوی محورانه ی خود که پیام رسانی از شعر و داستان و فیلم</description>
<pubDate>Thu, 10 Feb 2011 11:16:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>aghayemohamadzadeh</dc:creator>
<guid>aghayemohamadzadeh.blogfa.com/post/33</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>https://aghayemohamadzadeh.blogfa.com/post/32</link>
<description>سیروس نوذری کتابی به نام &quot;کوته سرایی&quot; از نشر ققنوس دارد که در آن، شعر کوتاه فارسی را مورد بررسی قرار می دهد. او معتقد است کتاب &quot;هایکو&quot; که توسط شاملو و پاشایی ترجمه شد، عامل اصلی توسعه ی شعر کوتاه فارسی از دهه ی 60 بوده است. او در کتابش معتقد است که این روند بیست و چند ساله، اندازه و وزن و بایدِ مشخصی ندارد و مهمترین مشخصه اش &quot;اعجاز&quot; است. {شاید همان &quot;آن&quot; در پیشینه ی فرهنگ فارسی که مخاطب را به طور از قبل تعیین شده ای، مجاب می کند.} این کتاب طبق معمول از دوره</description>
<pubDate>Thu, 30 Dec 2010 10:07:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>aghayemohamadzadeh</dc:creator>
<guid>aghayemohamadzadeh.blogfa.com/post/32</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>https://aghayemohamadzadeh.blogfa.com/post/31</link>
<description>معنا در شعر عروضی ممکن است قبل از نوشته شدن وجود داشته باشد . اما تمایل شعر منثور، به خلق معناست. شعر منثور، اول بار، بر شعرهایی که امروز سپید نامیده می شوند ، خطاب می شد. اما شاید کمتر بدانند که روزگاری نه چندان دور ، به هرچه وزن و قافیه نداشت ، شعر منثور می گفتند و بعدها فرم پلکانی و سپید نویسی در این نوع از متون، نام دیگری را از آن خود کرد. ---------------------------------------- شعر نیمایی: حذف وزن عروضی ـ توجه به کاکرد وصفی و روایی نثر شعر شاملویی:</description>
<pubDate>Thu, 09 Dec 2010 13:05:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>aghayemohamadzadeh</dc:creator>
<guid>aghayemohamadzadeh.blogfa.com/post/31</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>https://aghayemohamadzadeh.blogfa.com/post/30</link>
<description>بررسی کتاب سربازی با گلوله برفی مجموعه شعر مجید سعدآبادی ، شاعر منتقدها تا کنون (31 شهریور 1389 ، مصادف با هفته دفاع مقدس) برگزیده : جشنواره كتاب سال شعر فجر ، جشنواره كتاب سال گام اول ، جشنواره كتاب سال زاگرس ، جشنواره كتاب سال شعر جوان ، جشنواره شعر شب هاي شهريور ، دو دوره جشنواره شعر جوان حوزه هنري ، دو دوره جشنواره شعر دفاع مقدس و جشنواره بين المللي شعر رضوي ، دو دوره جشنواره شعر علوي ، جزو پنج كانديدای قلم زرين ، كانديدای مرحله نهايي كتاب فصل ، و</description>
<pubDate>Wed, 22 Sep 2010 14:31:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>aghayemohamadzadeh</dc:creator>
<guid>aghayemohamadzadeh.blogfa.com/post/30</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>https://aghayemohamadzadeh.blogfa.com/post/29</link>
<description>خواندن شعری از فرهاد کربلایی مرغابی ها روی سقف مرغابی های واقعی و مرغابی های خمیری از نانی که خورده نشده روی میز در اتاقی که کسی نیست و پنجره ای که بی جهت در باد باز و بسته می شود. گاهی چند تایی در حیاط جمع می شوند صدایشان بالا می گیرد و این طور به نظر می رسد که به زبان آدم های آن طرف مرز با هم حرف می زنند گاهی می شود که در هوای ملایم زمستانی روی این سنگ های سرخ به خواب بروند: خواب سقف های شیروانی خواب شهرهای سردسیر و دودکش های گرم خواب بهار وقتی در ساحل</description>
<pubDate>Thu, 19 Aug 2010 11:48:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>aghayemohamadzadeh</dc:creator>
<guid>aghayemohamadzadeh.blogfa.com/post/29</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>https://aghayemohamadzadeh.blogfa.com/post/28</link>
<description>خوانش شعری از داوود ذاکری هاری گرفته ام فکم سفت شده عزیزم لبانت را پشت شمشادهای بلند بین عابران تقسیم کن من هم روی همین نیمکت هر روزه می نشینم ، تا برگردی من که لبانم کف زده و دیگر نای بوسیدنت را ندارد *** هاری گرفته ام هاری : بیماری ویروسی به شکل گلوله ای این بیماری هر سال ۵۵ هزار نفر (شامل 31 هزار نفر در آسیا و ۲۴ هزار نفر در آفریقا) را می‌کشد. مرگ در صورت ابتلا به هاری تقریبا قطعی است و در طول تاریخ تنها ۶ انسان از آن جان سالم به‌در برده‌اند.</description>
<pubDate>Wed, 18 Aug 2010 19:42:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>aghayemohamadzadeh</dc:creator>
<guid>aghayemohamadzadeh.blogfa.com/post/28</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>https://aghayemohamadzadeh.blogfa.com/post/27</link>
<description>شعری کوتاه با وزنِ &quot;هفده هجایی&quot; که در آن &quot;فصل واژه&quot; به کار رفته باشد را &quot;هایکو&quot; می نامند . به این صورت : 5 هجا ----- با/د/ب/ها/ری ----- باد بهاری 7 هجا ----- موج/ش/ک/ن/طو/لا/نی ----- موج شکن طولانی 5 هجا ----- خا/نه/در/دور/دست ----- خانه در دوردست جمع 5و 7و 5 می شود 17 ؛ و ترتیب آن هم باید به همین صورت باشد . اما علت این موضوع شاید این باشد که : وزن هجایی 5 و 7 تایی از لحاظ شنیداری در زبان ژاپنی بسیار دلنشین و خوشایند است .</description>
<pubDate>Wed, 20 Jan 2010 13:10:18 +0330</pubDate>
<dc:creator>aghayemohamadzadeh</dc:creator>
<guid>aghayemohamadzadeh.blogfa.com/post/27</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>https://aghayemohamadzadeh.blogfa.com/post/26</link>
<description>عبدالجبار کاکایی سال 1342 در ایلام به دنیا آمد. خانواده ی او پیش از آن در عراق زندگی می کردند و در پی سختگیریهای دولت عراق، به ایران اخراج شدند. تا دوران متوسطه در ایلام بود و تا دوره کارشناسی ارشد ساکن تهران شد. یعنی درس و زن و بچه و کار تا الان او را در پایتخت نگه داشته است. بگذریم که جشنواره های مختلف او را به شهرهای دیگر می کشاند؛ این رسم روزگار ماست. مادرش و همسرِ یکی از برادرهایش را سالها پیش در منزل خانم وحیدی دیده ام، همسر و دخترش را نیز در مراسم</description>
<pubDate>Thu, 03 Dec 2009 05:48:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>aghayemohamadzadeh</dc:creator>
<guid>aghayemohamadzadeh.blogfa.com/post/26</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>https://aghayemohamadzadeh.blogfa.com/post/25</link>
<description>جمعه ـ خیابان ولیعصر / مجموعه شعر آرش شفاعی که در دو بخش شامل &quot;هندسه ی شهر کامل است&quot; با 24 شعر سپید و &quot;چهارراه های احتمال&quot; با 8 شعر نیمایی ، در مجموع با 76 صفحه به طبع رسیده است . پیش از این مجموعه های «تهران شبیه هر شب دیگر سیاه بود» / نشرسوره مهر «تا فراسوی رفتن» / نشر مدیا «تکه‌های سرب در دهانم» / نشر صریر از او منتشر شده است. همچنین خاطرات حج خود را با عنوان «سنگ در سرزمين آينه‌ها» و يادنامه‌ي احمد زارعي را با عنوان «گریه پنهان» در دستور کار قرار داده</description>
<pubDate>Sun, 01 Nov 2009 18:44:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>aghayemohamadzadeh</dc:creator>
<guid>aghayemohamadzadeh.blogfa.com/post/25</guid>
</item>
</channel>
</rss>
