این متن را با جرح و تعدیل بسیار می خوانید : مهرنوش قربانعلي ، كارمند كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان است . وي چندي پيش با تعدادي از شعراي ايراني به تركيه دعوت شده بود . تبصره كه در سال 1383 توسط نشر آويج چاپ شد ، مجموعه شعر سومش بود كه خواهرش با تعدادي سنجاق قفلي ، جلد آن را طراحي كرد و با قطع جيبي روانه ي بازار شد . به وقت البرز را موسسه ي انتشاراتي آهنگ ديگر كه مي گويند توزيعش خوب است به طبع رسانده . طرح جلد كتاب يك سري گل است كه مي ريزد روي قله ي دماوند . و در پايينتر تا كوهپايه ها ، دامنِ نارنجي گلدار و چين داري است كه منظور از چينها همان شيارهاي كوه مي باشد . زيرش هم اعداد يوناني و بالاشاره ، پاهاي صاحب دامن است . فرزاد اديبي گرافيست معروفي ست . كتاب شامل سه دفتر است : به وقت البرز ( يك شعر شش صفحه يي ) شهادت دوربين مداربسته ( نه شعر ) بيرون قاب قدم بزنيم ( بيست و دو شعر ) كه مجموعن هشتاد صفحه است و 10500 ريال قيمت دارد . البته اين پنجاه تومان آخرش ، مي تواند ابزار خوبي براي بعضي منتقدان باشد . يادم هست يكبار ، ده دقيقه پشت سر هم راجع به نخ وسط كتابي حرف زده شد . حالا بايد كتاب را به چشم جملات قصار ببينم تا بشود اندكيش را نقل كرد و مخاطب را به تهيه اش ترغيب نمود .
... اين لبخند حرفه اي / شگرد دوربين هاي ديجيتال نيست ...
... رگي از من به دعا همراه تو بود ...
... چهار طاق ؛ دريا را به هم مي كوبم/چهار ستون اندام بادهاي موسمي مي لرزد ...
... پسرم ! اين كشتي را بزرگ كن / و به توفان بگو جفت هاي در به در را غرق نكند ...
... درست است / در تاكسي هاي نارنجي را نمي شود محكم به هم كوبيد / بوم بوم / اين قبيله ي من است كه علامت مي دهد ...
... قفسم را خورده ام ...
... گاهي هوس مي كنم بر گردم به جهنمي / كه رگهاي زمستاني ام را گرم مي كرد / ولي قطبي كه در كنارم نفس مي كشد / منصرفم مي كند ... چه خوب ! خرس قطبي ! / تو خواب خودت را مي بيني / من حرف خودم را مي زنم ...
... در اين منظومه بيش از آن كه كوچك باشم / تنهام ...
بهتر است تعدادي دروغ هم اضافه كنم : مهرنوش قربانعلي براي استخدام كه رفته بود ، گواهي سوء پيشينه اش ، ب مثبت بود و مي توانست همه جاي اين سرزمين پهناور اتوبوس سوار شود و سر وقت ، كارت ساعتش را بزند . سر كارش بنشيند و شعر بنويسد . اما اين چند ماه (طولاني ست ) كه منتظر بود تا كتاب شعرش دربيايد ، اصلن نمي توانست شعر بنويسد چون فكر مي كرد ، حسرت خواهد خورد كه چرا شعر تازه اش در مجموعه ي اخير نيست . اصلن راست و دروغ همه ي خبرهاي صدرالاشاره ، پاي خودتان . حتي مي توانيد فكر كنيد اين كتاب من است و قربانعلي به گردن گرفته . خودم كه فكر مي كنم همه ي شعرهاي جهان را من نوشته ام . گاهي چقدر شعرهاي خوبي هستند و چقدر جهان بدي ست .