جمعه ـ خیابان ولیعصر / مجموعه شعر آرش شفاعی که در دو بخش شامل "هندسه ی شهر کامل است" با 24 شعر سپید و "چهارراه های احتمال" با 8 شعر نیمایی ، در مجموع با 76 صفحه به طبع رسیده است .
پیش از این مجموعه های
«تهران شبیه هر شب دیگر سیاه بود» / نشرسوره مهر
«تا فراسوی رفتن» / نشر مدیا
«تکههای سرب در دهانم» / نشر صریر
از او منتشر شده است.
همچنین خاطرات حج خود را با عنوان «سنگ در سرزمين آينهها» و يادنامهي احمد زارعي را با عنوان «گریه پنهان» در دستور کار قرار داده است .
شفاعي متولد سال 1354 در مشهد می باشد و چند سالی است که ساکن تهران شده است/ تحصیلاتش را در رشته کارشناسی برق ادامه داده و تاكنون خبرنگار گروه ادب و هنر، خبرنگار سياسي، معاون گروه اجتماعي ، دبير سرويس اجتماعي و دارای یکی از وبلاگهای فارسی پربیننده بوده است / او برنده جشنواره شعر دانشآموزی ، نفر اول مسابقه شعر عطر شهادت سال 80 ، رتبه نخست مسابقه سراسري شعر حج سال 83 و برنده جايزه شبهاي شهريور سال 84 بود .
شفاعی به طنز معتقد است که : اصلا به خاطر طرح جلدش هم كه شده كتاب «جمعه ـ خيابان وليعصر» را ميخريد. شك ندارم، اما بعد كه صفحاتش را ورق زديد و شعرها را خوانديد ، به انتخاب خود آفرين ميگوييد. و نیز او به جد معتقد است که : در این مجموعه ، شور به زندگي و مبارزه براي آن در تك تك شعرها نهفته و عيان است و در ستايش زيبايي، در ستايش صلح و زندگي و داراي رگههاي اجتماعي قوي می باشد.
نویسنده کتاب «جمعه ـ خيابان وليعصر» در جایی پرسیده است : فكر ميكنيد وظيفه يك هنرمند ، مثلا يك شاعر چيست؟ لابد ميگوييد او وظيفه دارد آثار هنري خوب و كاملي بيافريند. اشتباه ميكنيد چون در ايران ، يك شاعر علاوه بر اينكه اثري را ميآفريند، بايد خودش آن اثر را به چاپ برساند و خودش نيز آن را توزيع كند !
البته به لطف خدا و گروس عبدالملکیان ، چاپ و توزیع این کتاب در 1100 نسخه را دفتر شعر جوان بر عهده گرفته است .
اگر بخواهیم امروز به دلایلی ، مرزی بعد از این شاعر ترسیم کنیم ، می توانیم در آن سو ، جایی را برای دوست سابقش فرهاد جعفری ، به عنوان کاندیدای انصراف داده ی مجلس پنجم و نویسنده ی رمان پرفروش کافه پیانو ، خالی کنیم . و این ربطی به اینکه مدتی است به دلایل صنفی از روزنامه جام جم فاصله گرفته ، ندارد .
-----------------------------------------------------------------------
در شناخت وابستگی ها و علاقه های آرش شفاعی / در نقد مجموعه شعر جمعه ـ خیابان ولیعصر / ۱۷۰۰ تومان /
اشاره به شعرهایی که تقدیم شده اند :
ص ۱۷
حسين تقديسي ، شاعر کتاب "ماه مي رقصد بر پله اي از آفريقا" در ۵۳ صفحه از نشر پاندا / او شاعري سنتي است و هيچ ابايي هم ندارد كه به روشني، وابستگي اش را به گزاره هاي مربوط به شعر كهن نشان دهد/ چند بیت از کتابش :
· تميز شيشه از آب آنچنان بر او گران آمد
كه شد از ديدن خود سير بلقيس سليماني
· تو را جاشوان از دهان نهنگان رهاندند و خواندند
كه هر معده ی خشك طبعي پذيراي تر دامنان نيست
· زلال مي طلبم در مواجهه صنمم را
شود زياد كند آينه وجوه كمم را
· آفتاب است كه در بشكه قير افتاده ست
آفتاب است فرو خفته به روزن در شهر
***
شعر : از کوچه می گذری / بی اعتنا به باد مخالف / شاخه گلی در دست / و شعری ناتمام // آنقدر واضحی که بی پرده به ملاقات آفتاب می روی / گنجشکهای شلوغ / در حنجره ی مشجرت لانه می کنند / به خانه می رسی / زخم از شانه می تکانی / شعرت کامل می شود .
-----------------------------------------------------------------------
ص ۱۹
شیر پنجشیر ، یا همان احمد شاه مسعود که کودتای خلق و تجاوز روس ها به افغانستان، او را به چهرۀ مشهوری مبدل ساخت و به او این لقب را داد، چون به گمان عده ای ، چند بار توانست حملات روس ها بر پنجشیر را به تنهایی دفع نماید . هفته نامه "تایم" در تاریخ 11 جون 1984 نوشته است: "سه هفته پیش از آنکه تانک های شوروی (برای جنگی نابود کننده علیه مسعود) به حرکت درآیند، ماهواره های آمریکایی حرکات مذکور را تحت نظر داشتند و این، عوامل امریکایی را قادر ساخت تا از تهاجم قریب الوقوع روسها، مجاهدین را آگاه سازند. سی آی ای به احمدشاه مسعود چهل فرستندۀ رادیویی قابل حمل داده بود که دریافت پیام های وی را ممکن می ساخت.
***
شعر : الاغی فرتوت / کوهستان صعبالعبور را گز می کند / بینابین تازیانه ها / فرصتی اگر باشد / شاهینی مغرور / در آسمان دوردست ... // آسمانی تهیدست / و الاغی که همچنان
-----------------------------------------------------------------------
ص ۲۲
الف ـ بامداد ، متولد ۲۱ آذر ۱۳۰۴ / تهران/ خانه شماره ۱۳۴ خیابان صفیعلیشاه / وی 2 مرداد 1379 درگذشت و در امامزاده طاهر کرج دفن شد / پدرش حیدر نام داشت که تبار او به گفتهٔ احمد شاملو در شعر من بامدادم از مجموعهٔ مدایح بی صله به اهالی کابل برمیگشت. مادرش کوکب ، از قفقازیهایی بود که انقلاب بلشویکی ۱۹۱۷ روسیه، خانوادهاش را به ایران کوچاند . دورهٔ کودکی را به خاطر شغل پدر که افسر ارتش بود و هر چند وقت را در جایی به مأموریت میرفت، در شهرهایی چون رشت ، سمیرم ، اصفهان ، آباده و شیراز گذراند. به همین دلیل شناسنامهٔ او در شهر رشت گرفته شده و محل تولدش در شناسنامه، رشت می باشد / در سال ۱۳۳۲ بعد از کودتای ۲۸ مرداد به علت اختناق سیاسی موجود ، مجموعه اشعار "آهنها و احساس" توسط پلیس در چاپخانه سوزانده میشود و با یورش ماموران به خانه او ترجمهٔ "طلا در لجن اثر ژیگموند موریس" و بخش عمدهٔ کتاب "پسران مردی که قلبش از سنگ بود اثر موریوکایی" با تعدادی داستان کوتاه نوشتهٔ خودش و یادداشتهای کتاب کوچه از میان میرود / با دستگیری مرتضی کیوان نسخههای یگانهای از نوشتههایش از جمله مرگ زنجره و سه مرد از بندر بیآفتاب توسط پلیس ضبط میشود که دیگر هرگز به دست نمیآید.
***
شعر : و مرگ از تو اجازت گرفت / تا بمیری / در جامه ای به سپیدی شعر / بر درگاه ابدیت / به ما می خندی / که کلمات را / به لاشه ی فیش حقوقی مان / فروخته ایم
-----------------------------------------------------------------------
ص ۲۴
آغا محمد خان قاجار ؛ همه مردم کرمان بر آن عقیده بودند که قشون شاه قاجار در سرمای زمستان کرمان دوام نخواهد آورد و سرانجام مجبور به ترک آن دیار خواهند شد و برای همین هر شب شعر میخواندند و فحشهای رکیکی نسبت به شاه قجر خطاب میدادند . به دستور خان فاجار شهری در پیرامون شهر کرمان به صورت موقت ساخته شد تادر سرمای زمستان نیز محاصره ادامه یابد.قحطی شهر را فرا گرفت. سپس حمله عمومی و قتل و تعرض به نوامیس و درآوردن بیست هزار چشم آغاز شد / او پس از فتح کامل جنوب ایران در واقع مقر حکم رانی خویش را در تهران نهاد و آن را دارالخلافه نامید ، در حالیکه پایتخت وی هنوز ساری بود / در سال ۱۲۰۰ هجري قمري تهران بعد از چندي مقاومت گشوده شد. با اين وجود، تهرانيان از دم تيغ جان بدر بردند؛ شايد از آن رو که اندکي پيش تر بيماري وبا ، کارشان را ساخته بود. / سپس آغا محمد خان با سپاهی گسترده عازم قفقاز گشت تا حاکمان آنجا را مطیع خویش سازد . در آنجا با مقاومت سرسختانه ابراهیم خلیل خان جوانشیر حاکم شوشی مواجه شد و سرانجام دست از محاصره این شهر برداشت و به تفلیس رفت. حاکم تفلیس شهر را رها کرده و گریخت ، آغامحمدخان دستور ویران کردن قسمتی از شهر و قتل عام مردم داد و باردیگر سربازان وی در این شهر به دستور او به تجاوز به ناموس مردم دست زدند. تمام کلیساهای شهر ویران شد و روحانیون مسیحی دست بسته به رود ارس انداخته شدند. در نهایت آغا محمد خان با پانزده هزار تن از دختران و حتی پسران شهر که آنان را به اسارت گرفته بود به تهران بازگشت. اینان برای سواستفاده جنسی و نیز برای بردگی به ثروتمندان فروخته شدند.
***
شعر دوشنبه : به افتخار سی سال خدمات بی شائبه / آن بالا نشسته ای / و با سرفه ای غلیظ / نئون های تهران را تماشا می کنی / نشسته ای آن بالا / و به محمود غزنوی / حسادت می کنی / که هیچ میدانی به نام او نیست
-----------------------------------------------------------------------
ص ۵۷
جروم دیوید سالینجر ، نویسنده معاصر آمریکایی / او شخصیتی گوشه گیر داشت و تلاش می کرد تا دیگران را به حریم خصوصی اش راه ندهد / جنبه مهم زندگي سالينجر ، مبهم بودنش براي منتقدان وهواداران اوست / رمان های پرطرفدار وی مانند ناتور (نگهبان) دشت در نقد جامعه مدرن غرب و خصوصن آمریکا نوشته شدهاند / این کتاب در مناطقی از آمریکا، بهعنوان کتاب «نامناسب» و «غیراخلاقی» شمرده شده و در فهرست کتاب های ممنوعهٔ دههٔ ۱۹۹۰ - منتشر شدهٔ از سوی «انجمن کتابخانههای آمریکا» - قرارگرفت / شایع است که داریوش مهرجویی ، فیلم پری را با برداشتی آزاد از یکی از رمان های او ساختهاست / از جمله کتابهای او ، دلتنگیهای نقاش خیابان چهل و هشتم، با ترجمه احمد گلشیری، توسط انتشارات ققنوس به چاپ رسیده است .
***
شعر : حرف بزن لعنتی / مثل یک راهبه زیبا / در نمازخانه ی کوچکت / انتظار مرگ را می کشی / و نقاشی جوان در انتظار معجزه ی تازه ات پیر می شود // نشسته ای یک گوشه / و به موسیقی قدیمی ات گوش می دهی / وچشمها به دهان توست / به کلمات ستم می کنی / زندانبانِ بی نظیر ! // حرف بزن لعنتی / بگو وقتی شاعران می میرند / نگران جهان می شوی / و سیاستمداران را دوست داری / با لطیفه هایی که برایشان می سازیم / و ژنرالها را / که دوست دارند به صورتهایشان هم مدال بچسبانند / و در مزرعه ی دیگران / قارچ هسته ای بکارند // بگو که خودنویست را هنوز پر می کنی
-----------------------------------------------------------------------
ص ۶۹
احمد کاظمی ، در سن ۱۸سالگي در صف مبارزين جنوب لبنان حضور پيدا كرد . او بعد از پيروزي انقلاب اسلامي جزو اولين كساني بود كه به سپاه پاسداران پيوسته و از فرماندهان مدير و خلاق بود . با شروع جنگ تحميلي ، با يك گروه پنجاه نفره در جبهههاي آبادان حضور يافت و مبارزه را آغاز كرد . وي در راهاندازي و شكلگيري نيروي زميني سپاه به عنوان معاون عملياتي نيروي زميني ، خدمات شاياني ارائه کرد / در سال ۱۳۸۴ طي سه ماه فعاليت شبانهروزي، بيش از ۱۰۰سفر به تمامي يگانهاي نيروي زميني داشت و وضعيت آنها را از نزديك بررسي ميكرد / وي ، شب شهادت در جلسهاي ، ضمن آنكه كه حسرت ميخورد كه چرا شهيد نشده ، سفارش کرد که بايد در اردوهاي راهيان نور از همه شهدا بگوييد ، از خودتان نگوييد ، از ديگران بگوييد . از نيروي هوايي ارتش ، از هوانيروز ارتش ، از شهداي ارتش و جهاد بگوييد / او جانباز 45 درصد بود و نقش موثري در پيروزيهاي عمليات جنگي نظير، آزادسازي مناطق شمال غرب از دست ضد انقلاب ، شكست حصر آبادان ، فتح خرمشهر و فتحالمبين ايفا كرد .
***
شعر : ماه سربلند من / سالهاست خسته بود / از فراز شانه اش ستاره می تکاند / دل / به این حلب شکسته ها نبسته بود / نام روشنش / بر زبان آسمان گذشت / شامه ی پلنگهای پیر / تا هنوز تیر می کشد .
-----------------------------------------------------------------------
نقد موردی
بخشی از شعر اول (باران) : ... حالا با روزنامه های رنگی ، کاغذ باد درست می کنیم / و به کفتران سیاه و سفید محل نمی دهیم ...
کشف رابطه ها : 1 - انتقال خبر با روزنامه های رنگی انجام می شود . در قدیم با روزنامه های سیاه و سفید انجام می شد . در قدیم تر با کبوتران سیاه و سفید (با کمی تسامح) انجام می شد . این شامل مسیر تکنولوژی و اهمیت اطلاعات می باشد . 2 - روزنامه ها بی جان هستند و کبوتران جاندار ، اما دیگر به کبوتران اهمیتی داده نمی شود ( تقابل سنت و مدرنیسم ) 3- میل به پرواز را می شود هم با پر دادن کبوتر و هم با ساختن کاغذ باد ارائه کرد . در همان مسیر ، در این میان ، کاغذ باد انتخاب می شود . 4 – همچنین کاغذ باد ، نام کتاب شعر سید رضا محمدی و نام فیلم کوتاهی از علی زمانی عصمتی می باشد که با همکاری شركت برق منطقه اي گلستان تهیه شده است 5- ایراد : معمولن کاغذ باد ، مصرف کودکانه دارد و کبوتربازی از سن و سال جوانی شروع می شود . در تعریفی که تا کنون شاعر ارائه می دهد و با توجه به نسبت "کودکی" در سابقه تاریخی شعر که نماد "پاکی و سادگی و آرامش" است ، بدون هیچ رویکرد تازه ای ، فارغ از سابقه پیشین کلمات ، کارکرد نامناسب عرضه می شود .
بخش دیگری از شعر اول (باران) : ...آرامش / یعنی تکه تکه کردن شهیدی در جدول کلمات متقاطع ...
کشف معنا : 1- جدول را از سر بیکاری ، اعتیاد ، بی حوصلگی و گاهی آرامش پر می کنند . 2- جدول شامل کلمات قطعه قطعه شده می باشد . جدول محتوی حروف از هم پاشیده است . 3 – شهید یکبار در جنگ تکه تکه شده و این بار در جدول کلمات افقی و عمودی از هم می پاشد . 4- تغییر فرهنگ با کنایه ای زیبا به تصویر کشیده می شود .
بخش پایانی شعر اول (باران) : ... من طبل توفان را / به موسیقی باد / ترجیح می دهم
در مقایسه میان کشف رابطه ها و کشف معنا در این شعر ، چنین به نظر می رسد که دریافت رابطه ها ، هرچند که با کمک مخاطب انجام پذیرد ، باز هم کمکی به برجستگی معنا و تصویر نمی کند اما کشف معنا ، هر چند که از اندیشه ای فربه ، رنج می برد اما به شدت در حافظه می ماند و ایجاد لذت بخشی می نماید . در مورد بخش پایانی شعر هم که به گونه ای می توان آنرا "شعر خنثی" نام داد ، تنها از ترکیب سازی (اضافه تشبیهی) استفاده شده که قصد پایان دادن به شعر و مشخص کردن ترجیح شاعر را دارد و این به سادگی دست می دهد که با شعر ساده تفاوت چشمگیر دارد .